خرید بک لینک

تئاتر بود، من بودم، یاد تو هم بود ...

تئاتر را نمیدانم! اما من به یاد تو با مردم خندیدم و گریستم ..

من با سجاد افشاریان فریاد زدم و مست کردم ..


من با وویس ضبط شده از «دلبر»،

در سیاهچالهی خود

فرو"تر" رفتم .....

برچسب: نویسنده: اشکان صالح‌پور تاريخ: يکشنبه 15 بهمن 1396 ساعت: 12:45

مقالهی شماره 7 از سلسله مقالههای «شخصیت شناسی به روش ام.بی.تی.آی» با عنوان «تفاوتها در تیپهای مختلف ام.بی.تی.آی» در سایت ریمیا منتشر شد. در این مقاله میخواهیم بررسی کنیم که هر یک از ترجیحات، ترجیح دیگر را چگونه میبینند برای مثال در ترجیح دریافت اطلاعات، شهودیها از دید حسیها چگونه دیده میشوند و بالعکس. #MBTI #TypeRecognition #Typology

برچسب: نویسنده: اشکان صالح‌پور تاريخ: يکشنبه 15 بهمن 1396 ساعت: 12:45

یذره پایینتر از دانشگاه تابلو زده بود که «دیپلم بگیرید» ...!! یذره پایینتر از میدون آزادی! از دانشگاه که هیچی! از دانشکده میخواستی پیاده بری تا اونجا 15 دیقه بیشتر طول نمیکشید ... داشتیم میرفتیم بهشت زهرا ... من و یکی از بچه ها .. میرفتیم سر مزار صبا :( یذره پایینتر از دانشگاه تابلو زده بود که "دیپلم بگیرید" ...!! خشکم زد! چقدددر میتونه دنیای آدما متفاوت باشه آخه؟! توی فاصلهی 10-15 دقیقهای (اونم پیاده!) میتونه دنیای آدما از زمین تا آسمون متفاوت باشه ... :/ یکی دغدغهش اینه که چجوری نمرهی بیشتری بگیره این ترم تا بتونه دانشگاه بهتری اپلای کنه برای دکترا تا بتونه .......... یکی دیگه دغدغهش اینه که چجوری یه مدرک حداقلیای بگیره که بتونه باهاش دختری که دوست داره و به بهونهی بیسواد بودن بهش نمیدن رو به دست بیاره :" تو چه دنیایی داریم زندگی میکنیم آخه؟!!

برچسب: نویسنده: اشکان صالح‌پور تاريخ: يکشنبه 15 بهمن 1396 ساعت: 12:45

مقالهی شماره 8 از سلسله مقالههای «شخصیت شناسی به روش MBTI» با عنوان «MBTI و ارتباط موثر» در سایت ریمیا منتشر شد. میتوان به راحتی تحلیل کرد که باید با هر تیپ چگونه برخورد کرد و از چه روشهایی برای برقراری ارتباط با او استفاده کرد. اگر میخواهید به نتیجهی مطلوبتان دست یابید، باید بتوانید به «نحوِ مطلوبِ فردِ مقابلتان» با او ارتباط برقرار کنید و اطلاعات را به روشی به او بدهید که او نیاز دارد آنها را دریافت کند. #MBTI #TypeRecognition #Typology

برچسب: نویسنده: اشکان صالح‌پور تاريخ: يکشنبه 15 بهمن 1396 ساعت: 12:45

داره قصه مینویسه ...

قصهی یه مرد نویسنده که قصهی زندگی خودشو داشت مینوشت که ناگهان قصه میبلعدش ....

ناگهان قصه میبلعدش ......

برچسب: نویسنده: اشکان صالح‌پور تاريخ: سه شنبه 3 بهمن 1396 ساعت: 17:49

یکی بود یکی نبود یه بچهی کوچیکی بود که با پدر و مادرش توی یه باغ بزرگ و زیبا و یه خونهی بزرگ با نمای سنگ مرمر سپید زندگی میکرد ... بچهی قصهی ما، هر روزش رو با بازی کردن توی باغ زیباشون شب میکرد و هروقت اگه اتفاق بدی میافتاد (یه تیکه از باغ رو آتش میزد یا یه گلی رو لگد میکرد یا هر اتفاق دیگهای) پدرش زود میرسید و اوضاع رو درست میکرد .... یه روز از روزهای خوب، پدر برای انجام کار مهمی به بیرون از باغ میره و بچه مثل همیشه توی باغ شروع به بازی میکنه ... بعد از چند ساعت میبینه که بخشی از باغ داره توی آتش میسوزه!! سریع میره دنبال پدر که مثل همیشه بیاد و مشکل رو حل کنه اما تازه میفهمه که جا تره و پدر نیست!!! ترس برش میداره ... همینطور بدون هدف از اینور باغ به اونور باغ میدوه و نمیدونه که باید چیکار کنه ..... آتش هر لحظه داره بزرگتر و خطرناکتر میشه! کمکم بچه متوجه میشه که پدر ممکنه به این زودیا برنگرده! برای همین خودش دست به کار میشه و شروع میکنه به خاموش کردن آتش ... چشماش رو میبنده و توی تصوراتش باغ رو همونطور مثل روز اول میبینه؛ هر تیکهای از باغ که تصور میکنه، به شکل اولش در میآد و اثری از آتش گرفتگی در اون قسمت باقی نمیمونه اما تا حواسش به قسمت دیگهای از باغ پرت میشه که اونجا رو مرتب کنه، آتش دوباره از ناحیههای مجاور به بخشهای سالم شده سرایت میکنه

برچسب: نویسنده: اشکان صالح‌پور تاريخ: سه شنبه 3 بهمن 1396 ساعت: 17:49

مدتها از اتفاقات کودکی من میگذره .... حالا من یه باغ بزرگ و زیبا و سرسبز برای خودم توی کلاردشت دارم با یه ویلای بزرگ با نمای سنگ مرمر سپید... اما دیگه هیچوقت اون شور و حال کودکی به سراغم نیومد! دیگه هیچ صبحی با اون هیجان و شادی از خواب بیدار نشدم و روزهامو توی باغم با بازی و ورجه وورجه به شب پیوند نزدم .... شاید چون هنوز شرط رو کامل اجرا نکردم!! «باغ خودت .....» توی ویلای خودم، چند ماهی میشه که این کارا رو میکنم ... اما امروز یه چیزی فرق داره! وقتی روی صندلی قیژقیژیم میشینم و توی فکر خودمم، یه لحظه به تصویری که داشتم میدیدم «نگاه» میکنم! به «اکنون» میآم و به تجربهی همین لحظهای که دارم تجربهش میکنم توجه میکنم .... یه اتفاق عجیب دیگه هم میافته! یاد جملهی پدر میافتم ... «باغ خودت .....» الآنه که متوجه حرف پدر شدم! :) باغی که پدر میگفت، همون طبیعت، گایا یا مادر زمین بود .... بچه از خواب بیدار میشه و بعد از خواب عجیب و غریبی که دیده، مثل همهی روزهای قبل، به بازی توی باغش مشغول میشه اما حواسش نیست که امروز پدر برای انجام کار مهمی به بیرون از باغ رفته :" پایان!

برچسب: نویسنده: اشکان صالح‌پور تاريخ: سه شنبه 3 بهمن 1396 ساعت: 17:49

مقالهی شماره 3 از سلسله مقالههای «شخصیت شناسی به روش ام.بی.تی.آی» با عنوان «درونگرا VS. برونگرا» در سایت ریمیا منتشر شد. #MBTI #TypeRecognition #Typology

برچسب: نویسنده: اشکان صالح‌پور تاريخ: سه شنبه 3 بهمن 1396 ساعت: 17:49

در این مقاله و پس از عبور از مقدمات MBTI و آموزش ترجیح اول از ترجیحات چهارگانه در مقالهی قبل، میخواهیم به ترجیح دوم این مدل شخصیت شناسی بپردازیم. همانطور که در آخرین مقالهی سری مقدماتی MBTI گفته شد، دستهی دوم این روش شخصیت شناسی، انسان را براساس ترجیح جمعآوری اطلاعات بررسی میکند به این معنا که آیا انسان فقط به حواس پنجگانه خود اعتماد دارد یا حس ششم را هم در تصمیمگیریهایش لحاظ میکند؟ این ترجیح شامل دو دستهی حسی(Sensing) و شهودی(Intuition) میشود. آیا خود را فردی ایدهپرداز میدانید؟ آیا چیزهای جدید و نو را تجربه میکنید؟ آیا از استعاره و قیاس زیاد استفاده میکنید؟ آیا کلیت موارد برایتان مهمتر از ریز جزئیات است؟ آیا احتمالات و الهام را قبول دارید و به حس ششم خود اعتماد دارید؟ آیا با مفاهیم انتزاعی که بیشتر به خلاقیت و شهود شما وابسته باشند بهتر ارتباط برقرار میکنید؟ اگر حداقل چهار مورد از موارد بالا درمورد شما صدق میکند، شما احتمالا یک فرد شهودی(N) و در غیر اینصورت حسی(S) هستید. (دقت کنید؛ هرگز با پرسیدن 6 سوال نمیتوان به اعماق شخصیت خود یا کس دیگری دست یافت! برای دقت بیشتر لطفا به تستهای موجود مراجعه کنید.) لطفا ادامهی این مقاله و مقالات قبلی را در سایت ریمیا بخوانید. --------------------------------- پ.ن.1: مقالهی شماره 4 از سلسله مقالههای «شخصیت شناسی

برچسب: نویسنده: اشکان صالح‌پور تاريخ: سه شنبه 3 بهمن 1396 ساعت: 17:49

دیشب با فلانی تو راه کافه گراف صحبت میکردم میگفت همین جلسات اخیر کلاس ژرف وحید همچین چیزی گفته که «شل بگیر ولی ول نکن» ... همون ACT شل گرفتنِ تعریفهایی که از خودت داری شل گرفتن if و else هایی که تو ذهنت داری .... حالت رو خیلی بهتر میکنه .... از بیرون نگاهش کن وقتی من اینجای کلاس بودم که شما الآن هستین، همون بازهی IOI و بعد از IOI بود .... همون وقتی که .... میدونی دیگه! همون وقتی که OOD معلوم نبود پاس میشه یا نه که هیچ پلنی برای آیندهم نداشتم و هیچ انرژی و انگیزهای هم برای پلن ریختن نداشتم .... دوران عجیبی بود ولی سعی کردم شل بگیرم ... میخوام اینو بگم که میدونم! بیشتر شبیه شعاره این حرفا مییدونم!! نمیتونی (هر آدمی شاید نمیتونه) اجراش کنی ... حتی ۵۰% از روزت رو .... اما اینم میدونم که چارهای نیست .... از همون ۱۰-۲۰% در روز هم که شروع بکنی عالیه خیلی از استرس و تنش روزانهت کم میشه شل بگیر، به اتفاقات لبخند بزن و پذیرش بده، اما پا روی ارزشهات نذار ..... احساساتت رو ببین اما نخواه که کنترلشون بکنی با احساست بمون، تاثیرات جسمانیش رو ببین بعد خودتو بغل کن و برای خودت یه قهوه بریز و حتی اگه نیاز هست یه روز به خودت مرخصی بده و برو کوه ... اون نیمکته که بعد از چشمه هستش و رو به تهرانه و هیییچکس اونجا نیست .... (به جز تو و احساساتت و افکارت و احتمالا خدا) اونجا میتونی گری

برچسب: نویسنده: اشکان صالح‌پور تاريخ: سه شنبه 3 بهمن 1396 ساعت: 17:49

مقالهی شماره 5 از سلسله مقالههای «شخصیت شناسی به روش MBTI» با عنوان «فکری .VS احساسی» در سایت ریمیا منتشر شد. #MBTI #TypeRecognition #Typology

برچسب: نویسنده: اشکان صالح‌پور تاريخ: سه شنبه 3 بهمن 1396 ساعت: 17:49

مقالهی شماره 6 از سلسله مقالههای «شخصیت شناسی به روش ام.بی.تی.آی» با عنوان «منظم VS. منعطف» در سایت ریمیا منتشر شد. #MBTI #TypeRecognition #Typology

برچسب: نویسنده: اشکان صالح‌پور تاريخ: سه شنبه 3 بهمن 1396 ساعت: 17:49

صفحه بندی